مطالعات معنویت در غرب
(طیفشناسی نظریهها و رویکردهای مطالعاتی)
مقدمه:
در دوران معاصر، معنویت (Spirituality) بسیار پرکاربرد شده و غیر از کاربردهای پیشین آن، امروزه به شکل اصطلاحی به تمام دین و یا امری فراتر از دین نیز دلالت دارد. علاوه بر این، اصطلاح معنویت در کاربرد جدیدش بعضاً در تقابل با کل دین و یا در تقابل با دین نهادینه نیز استعمال میشود. به موازات گسترش کاربست این واژه و تبدیل آن به یک اصطلاح و همچنین به تبع گسترش پدیده اجتماعی معنویتگرایی جدید، مطالعات معنویت نیز در سالهای اخیر گسترش یافته است؛ اما انبوهی از مطالعات پراکنده با موضوع معنویت و معنویتگرایی جدید، باعث سردرگمی محققان و دانشجویان علاقهمند به این موضوع شده است… .
کتاب مطالعات معنویت در غرب را دکتر احمد شاکرنژاد، عضو هیئت علمی سابق پژوهشگاه و رئیس سابق پژوهشکده اخلاق و معنویت-که اکنون به عنوان عضو هیئت علمی گروه ادیان و عرفان دانشگاه شهید بهشتی به فعالیت مشغولاند- تالیف کرده است. گفتوگوی زیر مصاحبه با ایشان است:
*** لطفاً به عنوان مقدمه، دربارۀ واژه معنویت و اهمیت و ضرورت مطالعه درباره آن توضیح بفرمایید.
- اگر بخواهیم اصطلاح معنویت را تدقیق کنیم، باید چنین بگوییم که مراد از معنویت میتواند معنویات (امور معنوی)، تجربه معنوی (زیست معنوی به مثابه تجربه زنده دینداری)، و معنویتگرایی (جریان یا جنبش فرهنگی اجتماعی) باشد. حال وقتی در بافت دانشگاهی سخن از «معنویتپژوهی» یا «مطالعات معنویت» به میان میآید، ممکن است مراد از «معنویت»، صفت، رویکرد، روش و یا مکتب مطالعاتی باشد و یا از بهکارگیری واژه معنویت یک حوزه و یا قلمرو مطالعاتی اراده شود. معنویت، به عنوان یک نیاز اساسی و یک بعد مهم از تجربۀ انسانی، از دیرباز مورد توجه اندیشمندان و محققان بوده است. در دنیای امروز هم که بشر با چالشها و پیچیدگیهای فراوانی دستوپنجه نرم میکند، نیاز به معنویت بیشازپیش احساس میشود و به تبع آن، پرداختن به این موضوع به ویژه در میان محققان نیز اهمیت ویژهای دارد؛ از این رو مطالعه دربارۀ معنویت و مظاهر جدید آن، به خصوص در غرب ضرورت پیدا میکند.
*** این اثر پژوهشی در صدد بیان چیست؟
- در بررسی حاضر به دنبال کاربست مطالعات معنویت و مطالعات معنویتگرایی در میان دانشمندان و محققان غربی هستیم و میخواهیم نشان دهیم که در میان محققان دانشگاهی، مطالعات معنویت و مطالعات معنویتگرایی چگونه تجلی یافته و نظریهها، رویکردها و اهم مطالعات صورتگرفته، چیست و چگونه میتوان آنها را دستهبندی و طیف شناسی کرد. البته به طور ضمنی به این سوال نیز میپردازیم که در کدام حوزهها این مطالعات توانسته است تبدیل به رشته مستقل دانشگاهی شود.
*** در این تحقیق بیشتر از چه منابعی استفاده کردهاید؟
- در این پژوهش به جای آنکه مستقیماً به سراغ شناسایی و دستهبندی انبوهی از مطالعات پراکنده معنویت برویم، از همان ابتدا به سراغ پژوهشهایی رفتهایم که پیش از ما به دستهبندی و معرفی این آثار و طیف شناسی نظریات پرداختهاند. به عبارت دیگر منابع این پژوهش، پژوهشهایی است که خود، نگاه درجه دوم و ثانویه به مطالعات معنویت داشتهاند. در معرفی این پژوهشها نیز به دنبال آن بودیم که بدانیم هر کدام از این آثار، نقشه کدام بخش از مطالعات معنویت و معنویتگرایی را ترسیم کردهاند. لذا با معرفی و بررسی این آثار ضمن طیفشناسی و ارائه درکی از فراز میتوانیم دریابیم که مطالعات معنویت به اذعان شمار قابل توجهی از محققان درکدام عرصه توانسته تبدیل به رشته مطالعاتی مستقل شود و مسائل آن چیست.
*** اگر بخواهید هدف اصلی این پژوهش را خیلی خلاصه بیان کنید، چه میگویید؟
- هدف از این پژوهش آن است که میخواهیم بدانیم وقتی محققی در رشتههای مختلف دانشگاهی و یا در حوزههای مختلف پژوهشی (حال چه با رویکرد دانشگاهی و چه با رویکرد حوزوی) سخن از «مطالعات معنویت و معنویتگرایی» به میان میآورد، اولاً از چه نوع مطالعاتی سخن گفته، ثانیا آن مطالعات در چه سطحی انجام میشود و ثالثاً چه نظریات یا روایتهای نظری را تولید کرده و این نظریات، روایتها و رویکردهای برآمده از آنها چه نسبتی با یکدیگر دارند. دستیابی به این هدف، سردرگمی محققان در میان انبوه پژوهشهای بینظم و پراکنده با عنوان مطالعات معنویت را میتواند کاهش دهد.
*** چه نوآوری علمیای در این کتاب وجود دارد؟
- پرداخت به مسائل جدید در عرصه الهیات و دینپژوهشی همیشه بهره از نوآوری دارد، اما به طور ویژه پژوهش حاضر از این حیث که مطالعهای گسترده در رشتههای مختلف انجام داده و تلاش کرده است مطالعات پراکنده در این عرصه را سامان دهد، امری نوآورانه است. همیشه عدم ارائه نگاهی از فراز به فعالیتهای موجود در یک عرصه علمی باعث میشود هم محققان و دانشپژوهان دچار سردرگمی شده و هم فعالیتهای آینده در یک عرصه مطالعاتی در خطر دوباره کاری و تکرار قرار گیرد. البته پژوهش حاضر غیر از طیفشناسی و جریانشناسی مطالعات معنویت با نگاه انتقادی تلاش کرده خلاها و چالشهای مطرح در این زمینه را نیز معرفی کند تا محققان بتوانند ایدههای جدید خود را با شناسایی بهتر بستر مطالعاتی مطرح نمایند.
*** ساختار این کتاب در چند فصل یا بخش سامان یافته است؟
- این اثر دارای دوبخش اصلی است. در بخش اول به مطالعات معنویت در علوم اجتماعی پرداخته شده و نظریه و رویکردهای موجود خصوصاً در علومی چون جامعهشناسی، روانشناسی و دینپژوهی، طیفشناسی و دستهبندی شده است. البته در ابتدای همین بخش به بررسی تاریخی اصطلاحات موجود در علوم اجتماعی برای پرداختن به این پدیده و همچنین سیر تحول این اصلاحات نیز توجه شده است.
در بخش دوم اثر نیز مطالعات معنویت به عنوان مطالعاتی در ذیل رشته الهیات بررسی شده است. این مطالعات که میتوان آن را مطالعات معنوی یا مطالعات معنویت مسیحی نیز نامید، ابتدا تحت عنوان الهیات معنوی مطرح شده و سپس با عنوان مطالعات معنویت و به شکل چندرشتهای به حیات خود ادامه داده است. در این بخش ضمن بیان تاریخچه این مطالعات و جریانها و افراد شاخص به این سوال نیز پرداخته شده که آیا مطالعات مذکور به رشته دانشگاهی تبدیل شده است و اگر بله، سرفصلها و روش اجرای آن چیست؟
